محمد بن محمود دهدار شيرازى

36

شرح خطبة البيان ( فارسى )

موالات اولاد بتول - سلام اللّه عليهم اجمعين - را با شيرهء جانم آميخته و ايمان طاهر از لوث تعصّبات بار آورده و كيفيّت ممزوج به اعتدال صافى از تكلّفات دماغ دين مرا كرم داشته ، پس هميشه در تتبّع كلام تابع و متبوع از مكتوب و مسموع مىباشد . و در ادراك معانى الفاظ از آن دست ، كه به كفّتين نقل و عقل ، و شاهين حكم شرع توان سنجيد مىكوشد و گاهى از تار و پود گرير و تقرير « 1 » پلاسى يافته ، بر تن دريافته اهل خويش مىپوشد ، تا دريوزه دعائى از ابواب ارباب دل و اصحاب ديده نمايد . و از جمله توفيقات الهى و مواهب عينى كه شامل نقد وقت اين ناقص معيار هنر « 2 » آمد ، شرف مطالعه « خطبة البيان » بود كه مستند احوال سردفتران دواوين كمال است . و اين خطبه از جمله آن خطب است كه « 3 » در حين جذبات قدسيه و نفحات الهيه و غلبه نور الوهيّت ، بر بقعهء بشريت از جان عالم و عالم جان ، منظور علم و مشهود عيان ، صورت سرّ « 4 » وجود و منطبع مرآت نمود ، سرّ الانبياء و حقيقة الاولياء ، مطلوب كل طالب ، امير المؤمنين على بن ابى طالب - على نبيّنا و عليه و على جميع الآل و الاصحاب من اللّه الصلاة و السلام الى يوم الحساب - به عالم تلفّظ درآمده « 5 » و شأن ورودش آنست كه گاهى بر منبر از احوال سابق و لا حق و از كيفيّات وجود اشياء ، وقايع و ملاحم بيان مىفرمود و در آن اثناء سائلى به طريق امتحان سؤال مىكرده كه يا على اين بيان را از كجا مىنمائى . چنانچه در خطبه سلونى دعلب « 6 » ( دعبل ) يمانى پرسيده كه « 7 » « هل رأيت ربّك » و در خطبه ملاحم ، سويد بن غفله نوفل هلالى « 8 » گفته كه تو اين‌ها را حاضرى و دانسته مىگوئى يا مثل اين ، پس آن حضرت « 9 » عبارت مشهوره مذكوره در خطبه‌اى كه « انا سرّ الاسرار « 10 » ، انا شجرة الانوار » و آنچه در اين خطبه است در جواب سويد فرموده و سرّ وقوع اين حال و حكمت در

--> ( 1 ) - د : « تقرير » را ندارد . ( 2 ) - ر ض « هنر » را ندارد . ( 3 ) - « كه » را ندارد . ( 4 ) - د : سير . ( 5 ) - د : آمد و شأن . ( 6 ) - د : ذعبب . ( 7 ) - د : كه رأيت . ( 8 ) - ر ض : « هلالى » را ندارد . ( 9 ) - د : به اين مثل . ( 10 ) - ر ض : و انا .